السيد محمد باقر الداماد ( الميرداماد )
مقدمه 37
جذوات و مواقيت ( فارسى )
مسائل فلسفى را چنان صريح و روشن بيان مىنمايى كه هر معلّم ساده وقتى كتابهايت را مطالعه كند ، مىتواند از آن اطّلاعات با خبر گردد . به همين جهت است كه تو را در معرض تكفير آوردهاند ، ولى در مورد من از هر ايذا و اهانتى عاجزند . » « 1 » ب . نثر جذوات : جذوات ، مهمّترين و مبسوطترين اثر فارسى مير داماد ، كلماتى قدسى و نكاتى ملكوتى است كه على رغم آنكه « به زبان مرغان چمن قدس و لغت طيور هواى ملكوت » « 2 » نگاشته شده ، داراى همان ويژگى عام آثار مير يعنى تعقيد و پيچيدگى مىباشد تا « صماخ سامعهء عقول همگنان و حريم سويداى قلوب مستعدّان را حكمتستان بدايع غيبى و ملكوتستان عالم معنى سازد . » « 3 » گر چه مير تلاش بسيار نموده تا اين دقايق اساليب مشرب عرفان را پست مرتبه و سهل المأخذ نمايد : صد پاى بست كردهام آهنگ اين سخن * تا فهم آن مگر به دماغ تو در شود امّا از آنجا كه اسرار ربوبى را « حوصلهء استعدادى بغايت وسيع و رابطهء اتّصالى به عالم نور بغايت قوى ناچار است » « 4 » براى نامحرمان حريم انس ، بسيار دشوار و مغلق مىنمايد . در اينجا به نمونههايى از نثر جذوات اشاره مىكنيم كه برگى است از مجموعهء آن گل و نغمهاى است از نغمات آن بلبل : 1 . امّا بعد : سحرگاه ديجور تفكّرى معتكف بيت المقدس قوّت عاقله ، بعد از اداى حقّ شب زندهدارى و وظيفهء عبوديت جناب مقدّس بارى ، سر تعقّل در گريبان خمول كشيده و پاى تدبّر در دامان اعتزال پيچيده بود كه ناگاه نفس صبح بهجت عطسه زدن گرفته كه روح صباى مهبّ وادى ايمن انس و بقعهء مباركهء خلّت قدس آغاز هبوب كرد و جيب وزيدن باز كرده ، آوازهء مفاوضتنامه به دروازهء صماخ و دهليز حسّ مشترك رسانيد كه به فوايح عطر بلاغت و روايح فوح براعت ، در و ديوار
--> ( 1 ) . القبسات ، مقدّمه ، صفحات هشتاد و هفت الى هشتاد و هشت . ( 2 ) . اثر حاضر ، ص 6 . ( 3 ) . همان ، ص 6 . ( 4 ) . همان ، ص 8 .